تعقیبات

چشم اندازآینده
روزگار ما روزگار “ادبار” است! گروه هایی در جهان صدای بلند دارندکه در ظاهر ، لقلقه زبانشان تعابیر پرمعنای انسانی است و در عمل و ایضا؛ در باطنشان ، همه ی مفاهیم منحوس راحمل می کنند. آنچه در این چندماهه برایران عزیز و دنیا گذشته است آنچنان حجمی دارد که آیندگان با فاصله زمانی ، باید به آن بپردازند تا هم شیرینی کردار و اندیشه مردم کهن زیست یک سرزمین باستانی را درک کنند هم عمق فساد بربخش هایی از کره خاکی را.
ادبار این روزگار از آنست که موجوداتی در زمین هستند که درنده ترین خوی ها را بروز می دهند و آن را از سوی خود موجه می پندارند و در مقابل ، کمترین عکس العمل را از سوی دیگران برنمی تابند. آشکارا اعلام می کنند که دستور قتل کسی یا کسانی را داده اند(حتی دستورکشتارهای جمعی) و بعد به آن افتخار می کنند و خود را در ارتکاب چنان جنایتی محق می دانند و اگر کسی یا کسانی کمتر از آن را (حتی درپاسخ) انجام دهد، به تروریست بودن و خشونت طلب بودن متهم می شود و بوق هایشان در سراسر زمین به صدا درمی آید و البته که صدایشان به باطل همچنان بلند است!
البته که این معنا بر کسی پوشیده نیست و همگان روزانه با این تبلیغات دروغین روبه می شوند. برخی با اندوه نظاره گر این سیطره منحوس می باشند و برخی نیز زیر تاثیر ، در جادوی آن مغروق هستند.
اخیرا ، و پس از به ظاهر تفاهماتی که میان ایران و آمریکای متجاوز طرح شد، یکی از مقامات تندرو در سرزمین اشغالی
با تعبیری گفته بود؛ تفاهماتی که دارد می شود برای جهان متمدن زیانبار است! دردآور آنست که گوینده این سخن ، خود در جنایت بارترین اقدامات رژیم اشغالگر چه در رابطه با فلسطینیان و چه در ارتباط با ایران، دخیل و سهیم و عامل بوده است…
اکنون ، مردم ایران با چنین وضعیتی در جهان بی رحم ، برای حیات شرافتمندانه مقاومت و تلاش می کنند. درحالی که به وسیله کسانی که خویش حق پندارند، از هرجهت در محاصره افکار یک جانبه ، خود خواهانه و البته اعمال خشونت آمیز قرار دارند.
در این روزگار “ادبار”؛ درارتباط باچشم اندازآینده ، شاید اگر امیدوارانه و خوشبینانه به آنچه می گذرد بنگریم، با آنچه بر ایران گذشت و آنچه از سوی مردم انجام گرفت ، می توان پذیرفت ایران و مردمش در یک بزنگاه تاریخی قرار دارند که ثمره آن استقلال و آزادی و گسترش و تعمیق اقتدارملت است.با آرزو و درخواست تحقق آن.