تعقیبات

صندوق های فقیرشده —
دوران جدیدزندگی بشرکه ازانقلاب صنعتی آغازشد، همراه بامطالباتی بودکه عموماکارگران کارخانه هابرای گذران زندگی به آن نیازداشتندوازدرون تلاش هابرای دستیابی به خواسته ها،به تدریج بحث یازنشستگی وبیمه وازاین قبیل تسهیلات که آینده اطمینان بخشی رابرای کارگران تضمین کندبه اجرادرآمد.درعصرتازه درایران — که تقریباازانقلاب مشروطه شروع شد، چنین خواسته هایی نیزطرح گردیدکه نتیجه آن تشکیل صندوق هایی هست که کارکنان برای دوران بازنشستگی امیددارندازطریق پس اندازی که دردوران “کار”باکسرازدرآمدشان به این صندوق هاداده اند،زندگی آرامی راتاپایان عمرنصیب خودسازند.
درمسیرتاسیس وسامان یافتن این صندوق هایک اتفاق خوب هم رخ دادوآن این بودکه صندوق هابرای ارائه خدمات بهتر،مبالغ پس اندازشده کارکنان را(البته باکمک دولت واعتبارات متعلق به کل جامعه) درتولیدوخدمات سرمایه گذاری کردن واین امرمبارکی بودکه امیدکارکنان رادرهمه بخش های جامعه ،به این که دردوران تقاعدبادریافتی مکفی، زندگی شرافتمندانه وسراسرآرامش راتجربه خواهندکردچندبرابرکرد.امامع الاسف به دلایل متعدد،این صندوف هادرطول زمان ازاهداف اصلی خوددورافتادندوبارهاهشدارهایی ازسوی کارشناسان مبنی برخطرورشکستگی صندوق هادادهمی شدکه بنظرتاثیری دررونداصلاح نداشته است به طوری که لزوم یک دخالت جدی برای نجات صندوق هااحساس می شود.جالب این هست که تمام صندوق های بازنشستگی دارای کارخانه وشرکت های بزرگی هستندکه اگردرست اداره می شدند،می توانستندبیش ازتصوربازنشستگان ،به آن هاخدمات دهندلیک اکنون خدماتشان روزبه روزکاهش می یابدوبرانگیزه شاغلان نیزتاثیرگذاشته وآن هارانگران آینده خودشان ساخته است!
دلایل این ناتوانی متعداست ونیازبه بررسی کارشناسان دارداماچندموردآشکاروجودداردکه می توان به آن هااشاره کرد؛۱– می گوینددردورانی به منابع این صندوق هادست بردشدودرجاهایی هزینه شدوالبته برگشت نداشته است.۲– خوداین صندوق ها –مانندهرسازمان کنترل نشده –درطول زمان حجیم شدندورشدناموزون تشکیلات آن هابخش اعظم منابع رامی بلعدوطبیعتا چیزی نمی ماندکه برای بیمه شدگان وعلی الخصوص بازنشستگان هزینه شود.۳– وصدالبته موردمهم تراین که؛ شرکت ها وکارخانه های تحت مالکیت این صندوق بابدمدیریتی مواجه هستندوعموما سودآوری ندارند چراکه به جای گماردن مدیران کارآمد، اکثرآن هاحیاط خلوت کسانی است که بیش ازآن که دغدغه سودآوری تاسیسات زیرنظرشان راداشته باشند،دغدغه حفظ موقعیت خودرادارند،متاسفانه این وضعیت نابسامان صندوق ها –که دلسوزان بسیاری رانگران کرده است درسرزمینی جاریست که دربیش ازدوهزاروپانصدسال پیش یک سازمان تامینی شسته رفته دریک پهنه ازشرق اروپاتامرزهندرابنیان نهاده بوده است!دراین مورد، گزارش مربوط به بخشی ازمتون الواح هخامنشی راباهم مرورمی گنیم:
“بیش از ۳۰۰۰۰ لوح خشتی و تعدادی لوح سنگی که در سال ۱۳۱۲ توسط باستان شناسان در گوشه شمال غربی تخت جمشید کشف شده به خوبی و روشنی نشان میدهد که کارگران در تخت جمشید (برخلاف کارگران سازنده اهرام مصر) نه تنها در تخت جمشید بلکه در تمامی اماکن و تأسیسات دولتی، حقوق کافی دریافت میکردهاند و علاوه بر آن از « جیره ماهنامه» برخوردار بود و شگفتآورتر از آنکه همه آنها «بیمه» بودند.
در تخت جمشید نه تنها مردان و پسران بلکه دختران و زنان مشغول به فعالیت بودند، هم چون مردان از حقوق و مزایای کافی برخوردار بودند. دستمزد کارگران براساس سن و مهارت تقسیمبندی میشد و مادران از مرخصی و حقوق زایمان و نیز حق اولاد استفاده میکردند. دستمزد کارگرانی که دریافت اندکی داشتند با جیرههای ویژه، ترمیم میشد تا گذران زندگیشان آسودهتر باشد.”
ماظاهراپس رفته ایم که صندوق های بازنشستگی مان بادارایی های بیشترناتوان ترازهمیشه شده اند!