قلعه دخترمیانه

مریم سادات موسوی

تکه ای ازمن ، تکه ای اززمین

“قیز قالاسی”

قلعه دختر یا قیز قالاسی یکی از جاهای دیدنی استان آذربایجان شرقی در شهرستان میانه است که قدمت آن به قرن هفتم هجری می‌رسد؛ اما همچنان بسیاری از مورخان این اثر را به اردشیر درازدست، پسر خشایارشاه هخامنشی نسبت می‌دهند. این اثر تاریخی جزو آثار ملی ایران محسوب می‌شود و برای بازدید از آن باید به بالای کوه قافلانکوه بروید. به عقیده باستان‌شناسان این قلعه مانند قلعه دخترهای دیگر برای ایزدبانو ناهید (آناهیتا) ساخته شده‌ است. پرستشگاه‌های این ایزدبانو را اغلب در بلندی‌ها می‌ساختند و حاکمان و بازرگانان و کشاورزان هر سال با هدایای نفیس عازم این پرستشگاه‌ها می‌شدند.

قلعه دختر میانه کجاست؟

قلعه دختر از جاهای دیدنی میانه به شمار می‌رود که در دو کیلومتری شمال پل دختر و ۱۸ کیلومتری جنوب میانه روی کوه‌های قافلانکوه قرار دارد.

آدرس: استان آذربایجان شرقی، ۱۸ کیلومتری جنوب میانه، بر فراز کوه‌های قافلانکوه.

تاریخچه قلعه دختر میانه

بعضی از مورخان ساخت قلعه دختر را به اردشیر درازدست، پسر خشایارشاه هخامنشی، نسبت می‌دهند؛ گرچه در تابلویی که اخیرا از طرف سازمان میراث فرهنگی در ابتدای ورودی قلعه نصب شده است، تاریخ احداث آن را قرن هفتم هجری ذکر کرده‌اند. با این حال، بر اساس پایه‌های قلعه و مصالح آن، قدمت آن را اوایل دوره ساسانیان نیز می‌دانند. به‌علت سرقت یا از بین رفتن کتیبه قلعه که در سردر ورودی اصلی قرار داشت و هنوز جای آن پیدا است، تاریخ دقیق ساخت قلعه مشخص نیست و در این رابطه افسانه‌هایی پیرامون قلعه و پل دختر مطرح شده است که احتمالا این نوع نگرش ریشه در فرهنگ مردم این خطه از کشور دارد.

از آنجا که قلعه دختر، پناهگاه سارقان قطاع الطریقی بود، شاه عباس دستور تخریب آن را صادر کرد. باستان‌شناسان بزرگی در قرن‌های گذشته از میانه عبور کرده‌ و این قلعه را ستوده‌اند و از اقدام شاه‌عباس در تخریب قلعه گله کرده‌اند. مادام دیولافوآ یکی از این افراد بود که درسال ۱۸۸۱ میلادی از راه ترکیه و قفقاز به اتفاق همسرش به ایران آمد و درباره قلعه دختر نوشت:
این قلعه مدت‌ها پناهگاه اشرار بود، شاه عباس کبیر برای رفع مشکل دیوارهای بلند قلعه را خراب کرد.

وقتی شارون در سال ۱۶۷۲ میلادی از این محل عبور کرد، قلعه را خرابه دید و گفت: بی‌جهت نبود کنسول تبریز به ما توصیه می‌کرد که موقع عبور از قافلانکوه مواظب خود باشید و احتیاط را از دست ندهید؛ زیرا در دو سال اخیر یک افسر انگلیسی و سه چاپار دولتی و چند نفر از تجار در میان پل میانه و پل‌دختر به‌ قتل ‌رسیده‌اند.

ایرانیان قدیم، معابد خود را بیشتر در قله‌ کوه‌های بلند می‌ساختند و ستایش یزدان در این معابد انجام می‌شد. معابدی که بیشتر آن‌ها بر بلندی‌ها و نقاط صعب‌العبور قرار داشتند و از جنبه تقدس و عبادتی برخوردار بودند. ضمن آنکه این بناها با توجه به موقعیت طبیعی خود، دژهای دفاعی معتبری در برابر یورش دشمنان و قتل و غارتگری آن‌ها به حساب می‌آمدند. ستایش یا پرستش ناهید (آناهیتا)، خدای آب و آبادانی و حاصلخیزی و تولید نیز معمولا در همین معابد بزرگ انجام می‌شد که اغلب بر بلندی کوه‌ها بنا شده بود.

معماری قلعه دختر میانه

قلعه دختر یکی از جاذبه‌های تاریخی میانه به حساب می‌آید که با شماره ۸۷۰ در فهرست آثار ملی قرار دارد. در گویش محلی نام این قلعه قیز قالاسی به‌معنای قلعه دختر است. با توجه به آثار به‌جامانده ظاهرا قلعه دختر در سه طبقه ساخته شده که در اثر گذشت زمان، سقف‌های چوبی به‌خصوص در قسمت کناری ورودی اصلی به داخل قلعه فروریخته‌اند. این قلعه نه‌تنها وسایل ایمنی و آب‌انبار داشت؛ بلکه در آن کلیه تدابیر لازم برای زندگی طولانی فراهم بود.

قلعه دختر به‌شکل کثیرالاضلاع غیرمنظم است که از سه قسمت تشکیل می‌شود:

دیوار بیرونی که قطورتر از دیگر قسمت‌ها بود و ۲۴ برج دیدبانی داشت. هشت برج آن به رودخانه قزل‌اوزن مشرف بودند.
دیوار داخلی که این دیوار حافظ قسمت اصلی قلعه یا قلب قلعه بوده است.
قسمت داخلی قلعه که محل فرماندهی دژ محسوب می‌شد.
قلعه دختر میانه دو ورودی سه متری دارد که ورودی پایینی اصلی است و بالای سردر این ورودی کتیبه‌ای سنگی قرار داشت که اثری از آن باقی نمانده است. ورودی دیگری در بالای قلعه وجود دارد که بیشتر شبیه به راه فرار در مواقع اضطراری است.ارتفاع باروی این قلعه به ۱۴مترمی رسدکه ۲۴ برج دیده بانی مخروبه دارد.باتوجه به وضع ساختمان ومصالح ، ساخت این بنا رابه دوره یازمان ساخت پل دخترنسبت می دهند.

در میان قلعه دو منبع آب وجود دارد که مانند آبگیر یا سد ساخته شده بودند و آب مورد نیاز ساکنان قلعه را تامین می‌کردند. آبگیر بزرگ به ابعاد ۱۰ در ۱۵ متر به ارتفاع ۱۰ متر است که از طریق برف و باران، پر از آب می‌شد. دو ضلع آبگیر از صخره‌های طبیعی و یک ضلع آن از سنگ‌های تراشیده تشکیل شده‌اند. علاوه بر آن، چاه‌های زیادی نیز در قسمت‌های مختلف قلعه وجود داشته است که در مواقع ضروری از آب آن‌ها استفاده می‌شد.
دیواره‌ جلویی آبگیر بزرگ به ضخامت حدود ۱٫۵ متر از سنگ و ملات ساروج ساخته شده و قسمت بیرونی آن همانند ورودی اصلی قلعه با سنگ‌های صاف و تراشیده بنا شده است. این دیواره با معماری حیرت‌انگیز خود در ارتفاع حدود ۱۵ متری از سطح دره قرار دارد. با عنایت به ظرفیت آبگیر بزرگ که در احاطه بلندی‌های کوه واقع شده و تا حدودی از تابش و گرمای طولانی خورشید در امان بوده است، چنین برمی‌آید که تامین بخش عمده آب مایحتاج ساکنان قلعه به‌وسیله این آبگیر انجام می‌شد.

افسانه‌ های قلعه دختر میانه

درباره وجه تسمیه قلعه دختر میانه روایات و داستان‌های مختلفی نقل شده؛ به‌عنوان مثال، در سیاحت‌نامه شارون آمده است:
قلعه دختر که اردشیر آن را بنا کرده، قلعه مخروبه‌ای در قله کوهستان است که ایرانیان آن‌ را قلعه دختر می‌نامند و حکایت می‌کنند که اردشیر این دژ را برای بازداشت شاهزاده خانم اصیل و عالی‌تباری بنا کرده است.
در داستان دیگری گفته شده است، شاهزاده خانمی زیبا که از بشر متنفر و گریزان بود، به حالت انزوا و برای کناره‌گیری از مردم فرار می‌کند و در این کوهستان خالی از سکنه به ساختن قلعه می‌پردازد. پس از احداث این کاخ بلند که همانند آشیانه‌ عقاب بود، راه دسترسی به آن را خراب می‌کند؛ به‌طوری که هیچ‌یک از پهلوانان معروف و دلاوران مشهور حتی رستم دستان نیز قادر به ورود به آن نبودند. از قضا روزی چوپانی که جوانی خوش‌سیما بود، گوسفندان خود را در پای کوه به چرا برد و خود به مشاهده قلعه پرداخت. ناگاه دوشیزه زیبایی را دید که در بالای بام قلعه می‌خرامد و به مناظر اطراف می‌نگرد. چوپان از دیدن او مبهوت و از خودبی‌خود شد و تلاش کرد که به کاخ نزدیک‌تر شود؛ ولی راه عبور مسدود شده بود. بنابراین، بی‌اختیار متوسل به نی خود می‌شود و به نواختن آهنگ‌های جان‌سوز و غم‌انگیز می‌پردازد. چوپان جوان و عاشق دلباخته همه‌روزه به دامنه کوه می‌رفت و به نواختن نی و ناله‌های جانسوز مشغول می‌شد. شاهزاده خانم سنگ‌دل چون همه روزه ناله‌های این جوان را می‌شنید، رفته‌رفته حس ترحم در قلبش پدیدار شد و از آواز نی چوپان خوشش آمد. او هر روز در بالای بام خود را پنهان می‌کرد و به ناله‌های چوپان گوش می‌داد تا این که فصل بارندگی رسید و آب رودخانه طغیان کرد و چوپان نتوانست بار دیگر به دامنه کوه بیاید. در نتیجه، شاهزاده خانم فرمان داد تا پلی روی رودخانه بسازند تا چوپان بتواند به قلعه نزدیک شود. به همین مناسبت این پل به پل دختر معروف شد.

برخی معتقدند که قلعه دختر به یکی از سرداران معروف بابک خرم دین به نام ساسان متعلق بود و روزگاری به آن قلعه ساسان می‌گفتند. روایت دیگری نیز درباره قلعه دختر وجود دارد:

بازرگانی برای در امان ماندن دختر خود از دست مغولان، در این منطقه قلعه‌ای می‌سازد؛ ولی به‌مرور زمان و پس از مرگ بازرگان، دختر وی برای توسعه تجارت بازرگانان آذربایجان با دیگر کشورها این پل (پل دختر) را می‌سازد.

با وجود همه این روایات، جالب است بدانید که در تاریخ ایران، دختر یا زنی وجود نداشته است که اقدام به ساختن بنایی به این شکل در ایران کرده باشد. باستان‌شناسان معتقدند که این قلعه نیز مثل سایر قلعه‌های دختر، پرستشگاه ایزد بانوی ناهید یا آناهیتا، فرشته موکل آب بوده است. این پرستشگاه‌ها را در بلندی‌ها می‌ساختند و حاکمان و بازرگانان و کشاورزان هر سال با هدایای نفیس به این محل‌ها می‌رفتند. همچنین این قلعه‌ها بیشتر در کنار رودخانه‌های عظیم و دریاها ساخته می‌شدند.

نکات بازدید از قلعه دختر میانه

  1. اگر اهل طبیعت‌گردی و کوهنوردی هستید، بازدید از این جاذبه را از دست ندهید.
    این محل در فصل بهار بسیار زیبا و جذاب می‌شود؛ ولی مانند اغلب بناهای تاریخی فاقد ساده‌ترین امکانات گردشگری است.

    از ریختن زباله در این محل بپرهیزید.