راه‌آهن و قطار [از اختراع تا امروز]

مریم سادات موسوی

قسمت اول

فصل بهار است. این را زیاد شنیده‌ایم که سفر در ایران اردیبهشت‌ماه، چیز دیگریست. الان هم که در آغاز این ماه هستیم، صدای پرندگان و ابرهای تُنُک آسمان، ما را برای بستن ساک و رفتن به سفر وسوسه می‌کند. در این لحظه است که صدایی کنار گوشمان می‌گوید در موج چهارم شیوع ویروس کرونا هستیم. شاید به خاطر کم‌شدن مقررات تردد در نوروز۱۴۰۰ و یا برای جهش این ویروس. فرقی هم نمی‌کند، مهم این است که فعلا اکثر شهرها قرمز و سیاه و نارنجی هستند و خروج از آن و ورود به آن ممکن نیست.
احتمالا این روزها هم می‌گذرد. این که مدتی است واکسیناسیون شروع شده در ایران و جهان، امید به امکان سفرکردن را بیشتر می‌کند. پس می‌توان هنوز به سفر و چگونه‌رفتن آن فکر کرد. چندی پیش، در همین نوروز ۱۴۰۰ یکی از دوستانم تجربه سفر از تهران به رشت با قطار را داشت. نکته‌ای گفت که به نظرم جالب بود. این که هر کوپه در قطار نصف ظرفیتش را می‌فروشد. این یعنی دو نفر می‌توانند با یک کوپه ۴ نفره سفر کنند. بگذریم که از نظر من این موضوع کیفیت حضور در قطار را به طور کلی بالا می‌برد؛ هم چنین این کار امکان سفر در دوران کرونا را برای کسانی که می‌خواهند از قطار استفاده کنند فراهم می‌کند.
زمانی که دوره‌های تورلیدری را می‌گذراندم و یا در دانشگاه راجع به راه‌های مختلف حمل‌ونقل در صنعت گردشگری می‌خواندم، از قطار به عنوان وسیله‌ای سبز یا حتی سبزترین راه حمل‌ونقل در جهان یاد می‌شد. تصور این که این وسیله علاوه بر کمتر آسیب‌رساندن به طبیعت این شانس را می‌دهد که با حباب اجتماعی خودت در کوپه باشی و با دیگران فاصله اجتماعی را حفظ کنی، احترام من به آن را افزایش می‌دهد.
همین مساله بهانه‌ای شد که بخواهم جستجویی از گذشته و پیشینه این وسیله نقلیه داشته باشم. تصویری که از تاریخ قطار به ذهنم می‌آید، تصاویر سیاه و سفید فیلم‌های کلاسیک است که مردانی با عرق‌گیر و احتمالا کلاهی یا دستمالی به سر، در حال ساختن ریل‌های چوبی هستند. تصویر دیگری هم به ذهنم می‌آید، فیلم جدیدی که همین چند سال پیش در مورد ملکه ویکتوریا ساخته شد و سکانسی دارد که او اولین سفر قطار را تجربه می‌کند تا مطمئن باشد وسیله‌ای امن برای سفر مردم است و همسرش آلبرت هم به شکلی عاشقانه کنار قطار می‌دود تا به او اطمینان خاطر دهد.
البته یاد صحنه‌های ایستگاه‌های راه‌آهن و محله‌های اطرافش هم می‌افتم. کوچک‌تر که بودم، مامانم می‌گفت در ایستگاه از پنجره فاصله بگیرید. بچه‌ها سنگ می‌زنند. ایستگاه در آن زمان برای من محل ترس و حمله همسایگان بود. آثار شکستگی شیشه‌ها هم این را تایید می‌کرد. اما بعدها این ترس جایش را به کنجکاوی نسبت به ایستگاه‌های مختلف و زیبا داد. سال‌ها بعد هم یکی از همین قطارها،، باب آشنایی من و همسرم شد. با آن که پیشتر همدیگر را دورادور می‌شناختیم، تا قطار تهران به یزد هم‌کلام نشده بودیم. بعد از آن هم تورهای زیادی را با قطار برنامه‌ریزی کردیم. خودمان هم سفرهای مختلفی در داخل و خارج ایران با این وسیله داشتیم. پسرمان هم در ۱۰ ماهگی اولین سفر با قطار را به سمت مشهد تجربه کرد.
با این همه تصویری که از کودکی تا به امروز با قطار دارم، خیلی عجیب است که تا به حال سراغ تاریخش نرفته‌ام. این روزها هم واقعا دلم لک‌زده که سفری با قطار داشته باشم. شاید همین امر بهانه‌ای شده است که که سراغ خواندنش بروم. تا زمانی که اوضاع کمی آرام شود و دوباره بتوانیم با قطار یا هر وسیله دیگری سفر کنیم. پاسخ اولین جستجوها مثل همیشه در ویکیپدیا است. در بخش تاریخ و پیشینه می‌خوانیم: قطارها از سده ۱۵۰۰ میلادی آغاز به کار می‌کنند. اولین ریل قطار از جنس چوب ساخته شد و واگن‌ها توسط اسب‌های قوی کشیده می‌شد. قطار بخار در اوایل سده ۱۸۰۰ اختراع شد.
هنگامی که ریچارد ترویتیک (Richard Trevithick) برای اولین بار لوکوموتیو مجهز به موتور بخار خود را روی ریل‌های فولادی به حرکت درآورد، عصر قطارهای امروزی آغاز شد. او در ۱۳ آوریل۱۷۷۱ متولد شد و تا ۲۲ آوریل ۱۸۳۳ زندگی کرد. او مخترع و مهندس معدن انگلیسی بود، پدرش هم یک کاپیتان معدن، و متولد معدن کورنوال(Cornwall). او از کودکی غرق در معدن و مهندسی شد. در طول زندگی حرفه‌ای خود فراز و نشیب‌های زیادی را پشت سر گذاشت و در یک برهه با نابودی مالی روبه رو شد. هم چنین از رقابت شدید بسیاری از مهندسان معدن و بخار آن روز رنج برد. او در دوران اوج زندگی خود در صنعت معدن و مهندسی چهره ای قابل احترام و شناخته شده بود، اما در اواخر عمر خود از چشم عموم خارج شد.
از اختراع قطار او در سال ۱۸۰۴ میلادی و در ولز جنوبی (انگلستان) بهره‌برداری شد. او ابتدا یک لوکوموتیو با موتور بخار جهت حمل بار با ظرفیت حمل بار به وزن ۲۰ تن درست کرد و سپس یک لوکوموتیو با موتور بخار جهت حمل مسافر اختراع کرد و مردم شهر را سوار می‌کرد و قطار یک دورکامل به دورشهر می‌چرخید.
شخص دیگری که در تبدیل قطار به وسیله بسیار مهم ترابری عمومی نقش مهمی ایفا کرد جورج استفنسون(George Stephenson) بود. او یک قطار تقریباً بزرگ ساخت و برای مسافران درون قطار لوکوموتیوی با موتور بخار مجهز کرد. استفنسون در سال‌های ۱۷۸۱ تا ۱۸۴۸ در انگلستان زندگی کرده است. او از نیروی بخار در حرکت لوکوموتیو استفاده کرد و این وسیله نقلیه معتبر را به وجود آورد. از راه‌های گوناگون از جمله کارگری معدن، رانندگی و گاوچرانی و شاگرد شوفری مخارج زندگی خود را تأمین می‌کرد و مدت ۱۵ سال برای اختراع لوکوموتیو زحمت کشید و سرانجام این غول آهنی را به حرکت درآورد.
پیشینه احداث و بهره‌برداری موفق اولین راه‌آهن در ایران به سال ۱۲۲۷ شمسی (۱۸۴۸ میلادی) از رشت به بندر پیربازار و بندر انزلی بازمی‌گردد. بقایای این مسیر هنوز در مسیر رشت به پیربازار و یک لوکوموتیو بخار در محوطه اداره کل بنادر استان گیلان وجود دارد. ۱۲ کیلومتر از این راه‌آهن تا اواسط دوره پهلوی اول همچنان استفاده می‌شده‌است.
در سال ۱۲۶۱ شمسی (۱۸۸۲ میلادی) خط تراموایی میان تهران و شاه عبدالعظیم به طول ۸۷۰۰ متر کشیده شد. عرض این راه‌آهن یک متر بود و مسیو بواتال فرانسوی آن را اجرا کرد و سپس به یک بلژیکی واگذار شد. در سال ۱۲۶۵ خورشیدی (۱۸۸۶ میلادی) خط راه‌آهن محمودآباد (سواحل جنوبی دریای کاسپین) به آمل احداث شد که اگرچه در نظر بود تا تهران ادامه یابد، ولی با کارشکنی‌های پیمانکارهای بلژیکی به شکست انجامید و خطوط آن برچیده و برای احداث تلگراف استفاده شد.
در سال ۱۲۹۷ شمسی (۱۹۱۸ میلادی) انگلیسی‌ها راه‌آهنی از بوشهر تا برازجان به طول شصت کیلومتر کشیدند که بیشتر جنبه نظامی داشت، گرچه واردات کالای انگلستان را نیز از طریق بوشهر آسان می‌کرد.
ایجاد راه‌آهن سراسری در ایران همواره یکی از آرزوهای بزرگ و ملی محسوب می‌شد، و با این که در حدود نیم قرن کوشش‌هایی برای تحقق آن به عمل می‌آمد، تحقق این آرزوی ملی تا سال ۱۳۰۶ محقق نشد. بهره‌برداری کامل از راه‌آهن در سال ۱۳۱۴ آغاز شد. علی منصور وزیر طرق و شوارع در دوازدهم مرداد این سال لایحه‌ای برای تشکیل مؤسسه راه‌آهن دولتی کشور به تصویب مجلس شورای ملی رساند تا از اول مهر ۱۳۱۴ «نگاه‌داری و به کار انداختن کلیه اموال و اثاثیه و ابنیه و وسائل ناقله و ساختمان‌های فنی و غیره متعلق به خطوط آهن و کشتی‌رانی دریاچه رضائیه» را به عهده‌بگیرد. در بهره‌برداری کامل از راه‌آهن، نقش کشور آلمان نازی در کمک به ساخت راه‌آهن بسیار پر رنگ است به‌ویژه زمانی که هیتلر به کمک کشور ایران آمد.
ادامه دارد…